سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
[نوشته ی رمز دار]  






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : تبادل لینکتبادلنظر
نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - چهارشنبه 96/7/27 توسط  دخت قشمی

 نگو: ببخش?د که مزاحمتان شدم! بگو: از ا?نکه وقتتان را در اخت?ار من گذاشت?د متشکرم! 

نگو: گرفتارم! بگو: در فرصتى مناسب در کنار شما خواهم بود!

نگو: خدا بد نده! بگو: خدا س?مت? بده! 

نگو: قابل نداره! بگو: هد?ه اى است برا? شما!


نگو: شکست خوردم! بگو: تجربه کردم! 

نگو: زشته! بگو : قشنگ ن?ست!

نگو: بد ن?ستم! بگو: خوبم! 

نگو: چرا اذ?ت میکنى؟ بگو: از ا?ن کار چه لذت? م?بر?؟


نگو: خسته نباش?! بگو: شاد و پر انرژ? باش?! 

نگو: متنفرم! بگو : دوست ندارم! 

نگو: دشوار است! بگو: آسان ن?ست! نگو: جانم به لبم رس?د! بگو: خ?ل? راحت نبود!

نگو: به تو ربط? ندارد! بگو: خودم حلش م?کنم!


#خوب_سخن_گفتن

حکایت

 درو?ش? پسری داشت که به خاطر علاقه‌ی زیادش به او شبها او را پهلو? خودش م?‌خوابان?د... شب? د?د که پسرش خیلی ناراحت و آشفته است ، و نمی‌تواند بخوابد...


گفت: ا? جان پدر چرا نمی‌خوابی؟؟

گفت : بابا !

فردا روز پنج شنبه است من باید پیش معلّمم همه‌ی درس‌های این هفته رو جواب بدم، واسه همین می‌ترسم بخوابم، می‌گویم: شاید نتوانم جواب بدهم یا شاید هم صبح بیدار نشوم..!!

آن مرد که خیلی انسان پخته‌ای بود پس از شنیدن حرف‌های پسرش بیهوش شد...

چون به هوش آمد با خود گفت:

واو?? ، وا حَسْرَتا

کودک? که درسِ ?ک هفته پ?ش معلّم را باید جواب دهد شب خوابش نمی‌برد پس حال منی که روز قیامت باید جواب تمام ثانیه‌های عمرم را در محضر خدای عالم بدم چگونه باید باشد...؟

 خداشناس ظاهری

این داستان بسیار جالبه توصیه میکنم حتما بخونید

خانواده همسر برادرش به منزلشان آمده بودند. او می گفت: چون برادر بزرگ تر بود دیرتر ازدواج کرده بود و برای رسیدگی به امور برادران و خواهرانش ناچار بود کار کند. شبی که اقوام تازه برادرش به منزل آنها آمده بودند، وی برای خرید یک شانه تخم مرغ راهی شده بود تنها دارایی منزلشان ده تومان پول بود و یک راست به مغازه بقال محله که مردی خداشناس بود رفته و وقتی پول یک شانه تخم مرغ را داده بود مرد گفته بود: این نرخ روز است نه این وقت شب و در این ساعت از شب نرخش پانزده تومان است.

این دوست می گفت: تخم مرغ را زمین گذاشتم و برگشتم به طرف خانه.

می گفت در مسیر به این فکر می کردم که مردی با این خدا پرستی که همیشه صف اول نماز مسجدمان است چرا این چنین کرد؟

 ناگهان به درب مغازه قهوه خانه محله رسیدم که شخصی لاابالی و بی خیال در ظاهر بود. به سراغش رفتم و گفتم برادر به اندازه ده تومان به من تخم مرغ بده.

مرد گفت: نیمرو می خوای یا آب پز؟

 گفتم: نه برادر برای ما مهمان آمده و تمام دارایی ما همین ده تومان است. اگر می شود می برم خانه خودمان درست می کنیم. با شنیدن این حرف مرد برخاست سه دست دیزی و تمام مخلفاتش به همراه یک شانه تخم مرغ به اضافه ده نان برشته داد دست من و گفت: خیر پیش.

متعجب گفتم: برادر من پول ندارم.

مرد برفراشته گفت: کی از تو پول خواست؟ مهمان حبیب خداست و تو هم همسایه ما برو به سلامت.

روزها و سالها گذشت و او یک ریال بابت آن شب از من نگرفت. کرامت و انسانیت او همواره مرا شرمسار خود نموده است

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داستان آموزنده

روز حسرت


گروهی در حال عبور از غار تاریکی بودند که سنگهایی را زیر پایشان احساس کردند


بزرگشان گفت: اینها سنگ حسرتند،هرکس بردارد حسرت می خورد، هر کس هم برندارد باز هم حسرت می خورد


برخی گفتند پس چرا بارمان را سنگین کنیم؟ برخی هم گفتند ضرر که ندارد مقداری را برای سوغاتی بر می داریم


وقتی از غار بیرون آمدند فهمیدند که غار پر بوده از سنگهای قیمتی

آنهایی که برنداشته بودند حسرت خوردند که چرا بر نداشتند

و آنهایی که برداشتند هم حسرت خوردند که چرا کم برداشتند

قیامت هم بدین شکل است


در قیامت"یوم الحسرت"هم اگر اعمال صالحی نداشته باشیم حسرت می خوریم و اگر داشته باشیم باز هم حسرت میخوریم که چرا کم

جوانی نزد شیخ آمد و گفت

 سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم

- قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.

- قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

- قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود:

برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان.

برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.

و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!

شیخ فرمود : نماز اول وقت 

شاه_کلید است 

اگر هنگام? که "غ?بت" م?کن?م، 

بانکها به طور خودکار اموال ما را از حسابمان برداشته و به حساب کس? که او را غ?بت م?کن?م، وار?ز کنند...

بدون شک بخاطر حفظ اموالمان ساکت م?شو?م. 

آ?ا ا?ن اموال فان? در دن?ا? فان? از اعمال باق? ما در سرا? باق? با ارزشتر و عز?زترند؟

جواب با شما...

نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده، نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده..

"صادقانه زندگی کنید"

ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت میرویم.ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر برآورده ایم..

 






موضوعات مرتبط:
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 98/10/25 توسط  دخت قشمی

 

*اگر خداوند به یکی از بندگانش اراده خیر نماید ذکر و یاد خود را به گوش او می رساند و اگر چنین اراده ای برای او نداشته باشد او را از شنیدن ذکر و یاد خود منصرف می کند.

 

*خداوند در قرآن می فرماید:

*?وَلَو عَلِمَ اللَّهُ فیهِم خَیرًا لَأَسمَعَهُم? [الأنفال: 23]

و اگر خداوند در آنان خیری می دید به آنان (ذکر و یاد خود را) می شنواند.

 

بنابراین مومنان درک می کنند که اگر خداوند بنده ای را به جاهایی کشاند که در آنجا پند و موعظه ای در جریان است و بحثی از قرآن در میان است، خداوند برای آن بنده اراده خیر نموده است و آن بنده باید آن موقعیت را نعمتی از جانب پروردگار بداند.






موضوعات مرتبط:
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 98/10/25 توسط  دخت قشمی

همدیگر را دور میزنیم

تا زود به مقصد برسیم

غافل از اینکه 

زمین گرد است"و

باز به هم می رسیم....!

 






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : دورنزنیممهربان باشیم
نوشته شده در تاریخ شنبه 98/10/7 توسط  دخت قشمی

*به غفلت مگذران ای*

   *دل تو ایام جوانی را* 

*که هرگز کس نمی یابد* 

*دوباره زندگانی را*

  *برای حاصل دنیا* 

 *پریشانی مکن ای دل*

     *که حاصل هیچ می بینم* 

      *من این دنیای فانی را* 

*دو روز عمر خود را*

 

  *صرف ذکر الله کن*

 *که از ذکر الله یابی*

 *حیات جاودانی را*

*إنَ رَبّـی لَـسَـمـیـعُ الـدُّعَـآء*




نوشته شده در تاریخ شنبه 98/10/7 توسط  دخت قشمی

 

خورشید گرفتگی


خسوف و کسوف نشانه خداست

ماه و خورشید و تمامی اجرام آسمانی نعمتی از نعمت های خدا هستند که جهت بهرمندی ما انسان انجام وظیفه میکنند انسان مدام نیازمند این مخلوقات است و کوجکترین تغییر سرنوشت آدمی را تغییر میدهد.

این رویدادها یادآوری است به انسانی که دل بسته و غرق در دنیاست.

آماده کن خود را که زمان تغییر فرا میرسد این زمین فنا پذیر است و وعده الله تو محقق میشود.

دل خوش نکنیم به این خانه و کاشانه دنیا ظرفیت من و تو را ندارد دل رو آماده کن برای حیات ابدی که پایانی ندارد و آنچه از خوشی و خرمی که آرزوی توست محقق میشود بشرطی که تو لیاقت آنچه پدید آورنده تو (الله) وعده داده است داشت باشی.

جایگاه نماز کسوف

وقتی خورشید گرفتگی در زمان پیامبر(صلی الله علیه و سلم)روی داد ندا داده شد که:ان الصلاة جامعة .

هنگامی که مردم در مسجد جمع شدند امام باید دورکعت رابصورتی که در این حدیث آمده بخواند:

درزمان پیامبر خورشید گرفتگی روی داد و پیامبر به مسجد رفت و مزدنپشت سر او صف بستند;سپس پیامبر الله اکبر گفت و قرائتی طولانی خواند سپس با گفتن الله اکبر به رکوع رفت و رکوع راطولانی کرد سپس سمع الله لمن حمده گفت و ایستاد به سجده نرفت بلکه قرائتی طولانی که از قرائت اول کوتاهتربودخواند;سپس الله اکبز گفت و رکوعی طولانی نمود که از رکوع اول کمتربودسپس فرمود:سمع الله لمن حمده ربنا و لک الحمد سپس به سجده رفت و رکعت دوم را مثل رکعت اول خواند تااینکه چهاررکوع را با چهارسجده(دردورکعت)کامل کردوقبل از آنکه سلام دهد خورشید نمایان شد.






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : خورشیدگرفتگیکسوفخسوفنمازدعاحجاب
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 98/10/5 توسط  دخت قشمی

هرگز غمگین نشویدرزندگی

ودل به چیزی که نمیماند نبندید 

فردا یک راز است، نگرانش نباش. 

دیروزهم یک خاطره بود،حسرتش را نخور

و امروز یک هدیه است قدرش را بدان 

واز تک تک لحظه هایت لذت ببر.

ازفشاروسختی های زندگی نترسید

به یاد داشته باشید که

فشارتوده زغال سنگ را

به الماس تبدیل میکنه..

پس اگه توسختی هستی

بدون که داری ارزشمند میشی




نوشته شده در تاریخ جمعه 98/9/22 توسط  دخت قشمی

ضرر و زیان های حسادت 


?? حسادت با انسان چه می کند؟! ??



1_انسان را نسبت به واقعیت ها کر و کور میکند.

? انسان را دشمن انسان و انسانیت می گرداند.

2_ انسان را وادار به غیبت می کند.

3_ انسان را مجبور به تهمت زدن به دیگران می کند.

4_ ازانسان یک دروغگو می سازد.

5_ انسان را از درون می سوزاند و نابود می کند.

6_ انسان را وادار به جنایت می کند.

7_ به جامعه ضرر میرساند.

8_ باعث غم و اندوه فرد می شود.

9_ باعث ناشکری می شود.

10_ باعث از دست دادن دوستان می شود.

11_ باعث اضافه شدن دشمنان می شود.

12_ باعث از دست دادن خانواده و اقوام می گردد.

13_ باعث رضامندی و خشنودی شیطان می گردد.

14_ باعث خشم الله متعال می گردد.


به خاطراین همه مضرات است که الله مهربان در سوره فلق می فرماید: 


(وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ) 

یعنی : و از شر حسود  

زمانی که حسادت می ورزد 

(به الله متعال پناه ببرید)




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 98/9/18 توسط  دخت قشمی

سرعت آهو 90 کیلومتر در ساعته در حالی که سرعت شیر 57 کیلومتر در ساعته.


پس چطور آهو طعمه شیر می‌شه


"ترس" آهو از شکار شدن باعث میشه که برای سنجیدن فاصلش با شیر مدام به "پشت سر" نگاه کنه، 


و به خاطر همین، سرعتش کم میشه!


تا جایی که شیر می تونه بهش برسه؛ یعنی اگه آهو پشت سرشو نگاه نکنه طعمه ی شیر نمی شه!


اگه آهو به سرعت خودش ایمان داشته باشه؛ همون طور که شیر به نیروش ایمان داره؛


هیچوقت طعمه ی شیر نمیشه.


این قصه ی خیلی از ما آدم هاست، اگه به خودمون ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی 


همیشه به پشت سرمون نگاه کنیم و به مرور خاطرات گذشته مشغول باشیم؛ 


هم از زندگیمون عقب میمونیم و هم آینده رو از دست میدیم...


برای یک شروع دوباره هیچوقت دیر نیست.


 گذشته رو فراموش کن و از اول شروع کن.






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : زندگیعشقمحبتدوست داشتنآیندهگذشته
نوشته شده در تاریخ جمعه 98/9/15 توسط  دخت قشمی


*زندگی در این دنیا و در میان تمام رنج ها،سختی ها،دورنگی ها و خیانتها و مصائب راهش تنها با توکل و اعتماد به الله? قابل تحمل* *است*


*حقیقت دنیا چیزی جز امتحان و مکافات راهش نیست*

*میدانم همه ی ما گاهی* *وابسته اش میشویم*


*گاهی در میان پیج و خم های آن و رسیدن به زرق و برق های سراب گونه اش حتی پروردگارمان را هم فراموش میکنیم و گاهی هم که به یادش می افتیم زبان به گلایه میگشاییم و شکایت میکنیم از حکمت هایی که چیزی از اسرار و خیر مطلقش نمیدانیم*

*و دقیقا آنجاست که دلتنگی ها و رنج های درونمان آغاز میشود*


*زیرا قلب برای آرامشش نیاز به حب الله و اعتماد به او دارد*


*نیاز به شوق دیدار الله دارد تا برای رسیدن به این نعمت عظیم از تمام کینه ها، بدی ها و تاریکی ها خالی شود*


*زندگی پلی است برای رساندن ما به قیامت*

*و این خودمان هستیم که در* *این مسیر سرنوشتمان را تعیین میکنیم*


*مسیری که شاید گاهی در* *آن بلغزیم و یا شکسته شویم*

*اما آنچه که نگه مان میدارد* *چنگ زدن به ریسمان توکل به الله و صبر بر سختی های راهش است*


*و لازم است که در این مسیر پیچیده و سفر سنگین قرآن* *راهنمای راهت برای رسیدن به دیدار الله متعال باشد*


*حقیقتا زندگی در دنیا برای اهل ایمان سخت است*

*اما تو با یقین و اعتماد به الله آسانش کن*

 






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : زندگی آساناهل ایمانمسیرهدایت
نوشته شده در تاریخ جمعه 98/8/10 توسط  دخت قشمی
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

شمارنده

دریآفت کد بـالآبـر حجاب





تمامی حقوق این وبلاگ برای حرف خواهرانه . دخترونه . مهربانی . دوستی . الله بامن است . حجاب محفوظ است .