سفارش تبلیغ
صبا
[نوشته ی رمز دار]  






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : تبادل لینکتبادلنظر
نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - چهارشنبه 96/7/27 توسط  دخت قشمی

اینم یه داستان واقعی دیگه امیدوارم پند بگیریم نویسنده عبدالحمید بلالی ترجه دکتر ابراهیم ساعدی رودی

سال اول دبیرستان چشمش به اسمی افتاد که روی کتاب دوستش نوشته بود درباره ی اسم از اوپرسید

دوستش جواب داد این اسم دوست پسرم است.

دختر پرسید چطور بااو آشنا شدی؟

دوستش گفت:از طریق تلفن.

دختر پرسید:چطوری؟

دوستش گفت درست است که تو ساده هستی و از همه چیز بیخبری.ماهمین طور یک شماره را میگیریم

اگر کسی گوشی را برداشت بااو صبحت میکنیم و پیوند دوستی میبندیم بعد اگر دیدیم زیبا نیست او را رها

میکنیم و دوباره همینکار را تکرار میکنیم تا پسر زیبا و شیرین زبانی به تورمان بخورد .

دختر پرسید:ارتباط فقط به تماس ختم میشود.

دوستش گفت درست نیست که شک کنی فقط به تلفن ختم میشود هدف وقت کشی و سرگرمی است!

دختر به خانه رفت و تصمیم گرفت شانسش را امتحان کند در آن طرف خط گرگی از گرگ های جامعه بود و

توانست او را در دام دوستی خود بیندازد ولی دختر به این هم بسنده نکرد اینکار را تکرار کرد تا اینکه با چندین

نفر ارتباط برقرار کرد و در گرد آوری شماره های تلفن و تماس با پسرها گوی سبقت را از همکلاسی هایش

ربوده و این عادت خطرناک در خونش جریان پیدا کرد همواره در اتاقش بسته بود و ساعت ها با تلفن تماس

میگرفت از یکی که تمام میشد با دیگری تماس میگرفت و نزدیک بامداد میخوابید تااینکه مردی به

خاستگاریش آمد مرد مشکلی نداشت و از او خوشش آمد و خانواده اش اورا پسندیدند و بعد از اینکه

وافقتش را دیدند با ازدواجشان موافقت کردند .

ولی دختر عادت زشت را ترک نکرد و به محض تمام شدن ماه عسل به عادت قدیمی اش بازگشت.

برادر شوهرش از این کارش مطلع شد و حدود یک ماه تلفن هایش را ضبط کرد سپس نوار را اورد و اورا تهدید

نمود او التماس کرد که نوار را به او بدهد ولی شرط همخوابی بااو بود دختر موافقت کرد و عمل حرام انجام

شد ولی او نوار را به وی نداد و بدین ترتیب چندین بار بااو همبستر شد سپس اورا تهدید کرد که اگر با

دوستش هم همخوابی نکند نوار را فاش میکند اوبخاطر تهدیدات مجبور شد موافقت کند برادر شوهرش او را

نزد دوستش برد  .

شوهر به خانه برگشت ولی اورا ندید عصر مغرب عشا وبامداد روز دیگر شد ولی نیامد!

برادر شوهر ترسید و به دوستش تلفن زد و جویای احوالش شد دوستش گفت : چندین بار بااو همبستر

شده است ولی هنوز کاملا ارضا نشده واگر الان او را باز گرداند رسوایی به بار خواهد آمد اینجا شیطان

وارد شد و آن ها را به خلاص شدن از شرش قانع کرد و آنان هم اورا کشتند و دفنش کردند.

بعدها برادر شوهر شناسایی شد و او و دوستش دستگیر شدند ولی پس از این که راز فاش شده بود و

آبروی خانواده ی زن و شوهر به باد رفته بود و هیچکدام جرات نداشتند باکسی روبه رو شوند !

این یک داستان واقعی است نه خیالی وعلتش تربیت غلط دختران و دادن آزادی های کامل و بدون نظارت

آنان و عدم غرس ترس از خدا و مفاهیم شرم و حیا به آنان است چنان که درسی است برای کسانی که

فقط به زیبایی اهمیت میدهند و این ارزش ها را نادیده میگیرند و هشداری است به اولیا در مورد دوستان

ناباب پسران و دخترانشان!

آیا پند میگیریم و پرهیز میکنیم؟




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 97/8/16 توسط  دخت قشمی

اینم یه داستان واقعی نوشته ی عبدالحمید بلالی ترجمه دکتر ابراهیم ساعدی رودی


جوانی پوچ بود که تمام ارزش ها را به باد استهزا میگرفت و از انجام هیچ معصیتی فروگذار نمیکرد مانند

بسیاری از جوانان بی هدف زندگی میکرد

گویی فردا نمی میرد در این زندگی جز شهوت چیزی را نمیشناخت . صبح و شب به خاطر آن در حرکت بود .

با یکی از دوستانش قرار گذاشت تا باهم برای دیدن فیلمی بروند که فلان سینما نمایش میداد باهم قرار

گذاشته بودند که نزدیک فلان میدان

هم دیگر را ببینند.

وقتی منتظر دوستش بود یکی از دوستان قدیمیش ماشین خود را پشت ماشین اوپارک کرد . اورا نمیشناخت

و نمیدانست چه میخواهد.بعد از

سلام آن دوست از اوپرسید:

_مرا میشناسی؟؟؟

_متاسفم تورا نمیشناسم!

_خوب به من نگاه کن!

_اوه آیا تو فلانی هستی که دوران ابتدایی باهم بودیم ؟

_بله من خود خودش هستم

هردو همدیگر را در آغوش گرفتند و به مرور خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند سپس دوستش که

نشانه های تدبین در او آشکار بود پرسید:

_منتظر چی هستی؟

_منتظر یکی از دوستانم هستم تا با هم به سینما برویم.

_بامن بیا تا باهم پیش برخی از دویتانم برویم وباهم افطار کنیم وگذشته ها را جبران کنیم 

_اگردوستم نیامد باتو می آیم .

موعد مقرر گذشت و دوستش نیاد پس تصمیم گرفت که با آن دوست قدیمی اش برود وقتی به محل افطار

رسیدند برای اولین بار در عمرش

جوانانی را میدید که برای معصیت دور هم جمع نشده اند بلکه برای طاعت و عبادت گرد هم آمده اند با آنکه

ماه رمضان نیست ولی همه روزه

بودند و نور نماز از چهره هایشان می بارید باوجود اینکه اورا نمیشناختند همه از او استقبال کردند و لبخند بر

چهره همگی نقش بسته بود .

یکی از جوانان برخاست واذان مغرب را سرداد صدایش با صدای امواج آرام دریا در آمیخت . آنها در زیر یکی از

سایه بان های ساخل افطار میکردند و

یکی از جوانان دانه ای خرمابه دوستمان تعارف کرد. اوگفت:متشکرم من روزه نیستم جوان به او گفت

اشکالی ندارد فقط باما شریک باش نماز برپا

شد وبرای اولین بار پس از مدت ها که نماز را ترک گفته بود همراهشان شروع به نماز خواندن کرد.

بعد از نماز یکی از جووانان برخاست و به ایراد یک خاطره پرداخت وتمام کلماتش به ژرفای دلش نفوذ کرد او

در مورد این جمع پاک وکلماتی که تا

به حال نشنیده بود ویا زیاد نشنیده بود و برای اولین بار با دل باز میشنود فکر کرد در اتنای رانندگی خودش را

بازخواست یکرد که تا به کی به این

راه اداه میدهد؟ آیا وقت درست شدنش فرا نرسیده؟درنگ چرا؟

برخلاف عادت خیلی زود به خانه اش رفت همسرش از زود آمدنش تعجب کرد.علت را جویا شد و او ماجرا را

تعریف کرد .

همسرش خوشحال شد و مژده ی آمدن روزهای شادمانی و سرور را داد بعد از اینکه روزگارش از ازدواج بااو

به خاطر معصیت ها و برخوردهای

خشنش به ما تمکده ای تبدیل شده بود.اوساعت دوی نیمه شب بیدار شد و به نماز و مناجات با پروردگار و

طلب آمرزش از او بخاطر گناهان

گذشته پرداخت و سجده وقیام طولانی کرد تااذان صبح داده شد.

همسزش بیدار شد و دید که او در سجده است از این تغییر بسیار خوشحال شد و به اونزدیک شد و منتظر

ماند تا نمازش را به پایان برساند.

ولی او سراز سجده برنداشت با دست اورا به آرامی تکان داد و گفت پدر فلانی!چطوری؟

اوبجای اینکه جوابش را بدهد به پهلو افناد او وقتی در سجده با خدایش مشغول مناجات بود مرگ به سراغش

آمده بود.

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 97/8/16 توسط  دخت قشمی

اینم یه کتاب دیگه از محمد جمالزهی قبر را فراموش نکن بخونین حال دلتون عوض بشه

 

قبر

 

قبر را فراموش نکن

قبر

قبر

 

قبر

قبر

 

قبر

 

قبر

 

قبر

قبر

 

قبر

 

قبر

قبر

 

قبر

 






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : قبرفراموشزندگی ابدیقبر رافراموش مکن
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 97/8/15 توسط  دخت قشمی

کتاب جادو و جنبل از محمد جمالزهی عالی هست بخونید شاید بدردتون بخوره 

کتاب

 

 

کتاب

 

کتاب

 

 

کتاب

 

 

 

کتاب

 

کتاب






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : کتابجادوجنبلمحمد جمالزهی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 97/8/15 توسط  دخت قشمی


 "همسر فرعون" تصمیم گرفت که 

عوض شود و شُد یکی از زنان والای بهشتی،


پسر نوح تصمیمی برای عوض شدن 

نداشت، غرق شد و شُد درس عبرتی

برای آیندگان،


اولی همسر یک طغیانگر بود

و دومی پسر یک پیامبر


برای عوض شدن هیچ 

بهانه ای قبول نیست،


این خودت هستی که تصمیم 

می گیری تا عوض شوی،


تا عمر داریم باید انتخاب کنیم،

با پایانش دیگر دیر شده و بیفایده خواهد شد،


فرصتت را از دست نده...

توبه
آیا می دانید ”حـــــیا“ چیسـت
حــــیا آن است که:
1وقتی در هنگام ضرورت بیرون می روید، چشمان خود را به پایین بدوزید
حـــــیا آن است که:
2وقتی در هنگام ضرورت با نامحرم سخن گفتید، صدای خود را نازک نکنید
حــــیا آن است که:
3در انجام نیکی ها و عبادات پیشی بگیرید و تواضع داشته باشید
حـــــیا آن است که:
4در جلوی نامحرمان نــخندید حیا آن است، ”باحجاب باشید“...
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت 
با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران 
داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری 
و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.
عصبانی میشی و بهش میگی: 
ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه :
عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. 
بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ 
چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ 
اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! 
دوست داشتن به دله…
دیدم حالتش عوض شده
بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: 
مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی
بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! 
دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه
گفتم: پس حجابت….
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای اسلام و قرآن و پیامبرم می کنم ، حجاب که قابلشون رو نداره
از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت: می دونم ! 
ولی چــــــادر به تقوا نزدیک تر است.
چادر
حجاب داشتن منطق و دلیل آنچنانی هم نمی خواهد
کمی فکر می خواهد که بین یک دوراهی
کدام را باید انتخاب کنیم؟
رضایت الله...
یا چشم های هرزه و هوس دیگران...
ببین ارزش تو کدام است و بعد انتخاب کن
رضایت الله
برای چه کسی آرایش می‌کنی‌ خواهرم؟!
اگر از زنانی که چنین لباس‌هایی را می‌پوشند بپرسی چرا چنین چیزی را می‌پوشی، خواهند گفت: چون زیباتر است... اگر چنین گفت به او
بگو: برای چه کسی خود را زیبا کرده‌ای؟! برای چه کسی؟ برای یک خواستگار محترم... یا همسری پاکـــــدامن؟
هرگز...
خود را برای پست‌ترین مردان زیبا می‌کنند، کسانی که توجهی به مراقبت خداوند ندارند، برای مردانی که شرف و عفت و کرامت زنان برایشان
هیچ اهمیتی ندارد... مردانی که تنها در پی شهوت خود و لذت نگاه به زنان هستند و هرگاه زنی را به دست آوردند و او را «مصرف» کردند دورش
می‌اندازند و در پی شکاری دیگر می‌افتند.
به خدا این زیبایی نیست که با آن
 خود را در معرض لعنت و خشم خداوند قرار دهی، زیبایی حقیقی آن است که با طاعت خداوند به دست آید.
زندگی کردن را باید،
از لبخند صادقانه کودک آموخت ...
هیچ کودکی ،
نگران وعده بعدی غذایش نیست ...
زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد؛
ای کاش من هم مثل او 
به خدایم ایمان داشتم

 






موضوعات مرتبط:
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 97/6/21 توسط  دخت قشمی

 

هر چقدر غصه بخوری دنیا پاسخی 

به دلت نمی دهد شاد باش، 

شاد بودن اگر نتواند مشکلاتت را کم کند اضافه نمی کند.

ارزش واقعی تو زمانی ست که در اوج مشکلات

شاد باشی و برای راه حل بکوشی!

 






موضوعات مرتبط:
نوشته شده در تاریخ شنبه 97/6/10 توسط  دخت قشمی

 

آآآآخ.... یادش بخیر.....!

روزگارانی نه چندان پیش پسرهایی بودند که اگه خبردار می‌شدند یه پسر از فلان محله به یکی از دخترهای محله‌شون چپ نگاه کرده خون‌شون

به جوش می‌اومد...! 

و کار به دعوا و کتک‌کاری می‌کشید، کاری می‌کردند که اون پسر غریبه فکر ارتباط برقرار کردن با دخترهای این محله رو از سرش بیرون کنه....! 

گذشت و گذشت تا الان بجایی رسیدیم که اگه یه دختر یا پسر با جنس مخالف دوست نباشه مسخره می‌شه! دوستانِ من این فاجعه‌ی تأسف

بار اتفاقی نیست، بلکه با برنامه این بلا سر ما اومده....!

??عزیزان خواهشاً یه خورده فکر کنید...!!! بابا،،، یارو میاد سریال ترکیه‌ای صد قسمتی رو واسه من و تو دوبله می‌کنه، واسه رضای خدا نیست

که این کار رو می‌کنه، می‌خواد از ریشه کار کنه، می‌خواد باور و فرهنگ من و توی جوان رو تغییر بده...! 

تا کی نمی‌فهمی مسلمون تا کی...؟! 



تــو کـه میــدونـی

با دیـدن بعضی فیلمــا
بعضـی عکسا
بعضی کانالها
بعضی صفحه ها

حالتـ خرابــ میشـه
ازخدا دورمیشـی
پشیـمون میشی

یه ورود ممنوع براخودتــ درستـ کن







موضوعات مرتبط:
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 97/6/8 توسط  دخت قشمی

سوال

بسته شدن بخت ازدواج توسط فالگیر ها درسته یا نه؟؟ و امکان داره سحر باشه؟؟

پاسخ

بسته شدن بخت  جزو حرفها و خرافات قدیمی ها از جمله حرفهای زنان قدیمی می باشد در حالیکه بخت کسی بسته نخواهد

شد و فالگیر هم نمیتواند بخت کسی را ببندد.

ساحران نمی توانند جلوی خواست خدا رو بگیرند اما میتوانند در بعضی کارها دخالت داشته باشند..

ومَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ (البقرة: 102)

جادوگران نمی توانند با جادوی خود به هیچس زیان برسانند، مگر این که با اجازه و خواست خدا باشد...

پس طبق خواست خداست 

اما بهتر است بدانیم که خداوند جادو را مشروع نکرده است، و کسی را به آن دستور نمی دهد، بلکه این تقدیر محض است که

خداوند بنابر حکمت هایی از قبیل امتحان و آزمایش برای بعضی بندگان مقدر کرده است، تا بدین صورت بر بعضی دیگر تسلط

یابند، و این چنین تقدیری یک نوع عقوبت است....البته این امر جای خود را داردکه امور خارق العاده ای که تحت قدرت بشر است

به دست ساحر آشکار شود، مثلاً باجادو کردن کسی را مریض کند، یا در میان زوجین جدایی بیاورند یا عقل کسی را زایل یا عضو

کسی را کج نمایند. ولی در هر حال نباید غافل بود که مؤثر حقیقی فقط الله عزوجل است...

وما هم بضارین به من احد الا باذن الله(بقره : 102)

وحال آنکه با این جادو نمی توانند به  کسی زیان برسانند مگر اینکه با اجازه وخواست خدا باشد...

پس باید به طلسم و سحر اعتقاد داشته باشید.


والله اعلم بالصواب




سوال

آیا جنها قابل رویت اندبه چه صورت وآیا با انسانها در ارتباط اند؟


پاسخ

اینها حقیقت ندارند چون قرآن صراحتا بیان فرموده است که جن انسان را میبیند ولی انسان نمی تواند جن را ببینید..آیه؛

 

 إنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ (الأعراف : 27)هرآینه  شیطان  و قبیله اش  شما را از آنجا که  آنها را نمیبینید، می بینند..


ارتباط اجنه با انسانها وجود دارد بعضی از مردم با جنها ارتباط برقرار می کنند و از آن طریق شرارت و سحر و جادو می کنند، و در

زمان ما هم این ارتباط امکان دارد.خداوند متعال در سوره ی جن می فرماید:

وأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا« (جن 6)

یعنی: و نیز مردانی بودند از آدمیان که به مردانی از جن پناه میبردند و برطغیانشان میافزودند.


ارتباط باجنها که به شکل حیوانات میشونداما مشکل اینه کسانیکه ادعا میکنند جنها را در شکل اصلی خود میبینند و باهاشون

حرف میزنند اینها ناشی از القائات است این افراد دوستان شیاطین هستند و شیاطین بعضی اخبار را از آسمان استراق سمع می کنند و سپس به دوستان شان یعنی ادعا کنندگان القاء می نمایند....


توجه کنید القاء  نه دیدن ...


لذا چنین اخباری نسبت به شیاطین و جن وجود دارد آنها اخبار را شنیده و از اخبار اطلاع یافته اند، لیکن شیاطین اگر یک کلمه

ای استراق سمع کرده اند چندین کلمه دروغ دیگر را به آن اضافه می کنند و طرف فکر میکند او را دیده و باهاش حرف زده.و

همان یک کلمه راست باعث می شود که مردم درتمام آنچه می گویند، آنها را تصدیق کنند.آیه :

هلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلَی مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ*تَنَزَّلُ عَلَی کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ*یُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَکْثَرُهُمْ کَاذِبُونَ«(الشعراء: 221  223)

آیا به شما خبر بدهم شیاطین بر چه کسی نازل می شوند؟ (علما در تفسیر این قسمت میگویند :والقاء وسوسه می کنند نه

اینکه میبیند )بر کسانی نازل می گردند که کذاب و بس گناهکار باشند(زیرا کاهنان و غیب گویان دروغ  و و دروغ ساز هستند)به

شیاطین گوش فرا می دهند و بیشترشان دروغگویند...


پس ماهم میگوییم دروغ میگویند.میتوان با جن دوست شد ولی لزومی ندارد.


والله اعلم بالصواب



سوال

لطفاراه های علاج سحررابیان کنید.


پاسخ

سحر و جادو در لغت عبارت است از چیزی که سبب وعلت آن پوشیده و پنهان باشد. و در اصطلاح: سحر به افسون گفته می

شود، و نوعی از آن در بدن و دلها تأثیر می گذارد و فرد را مریض می کند، و نوعی از سحر زن و مرد را از همدیگر جدا می کند؛

لذا بهتر است از راه علاج شرعی و باطل کردن سحر ،سلامت خود را بازیابید.


خداوند متعال می فرماید:

 

«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ » [الأسراء-82] «و ما آیاتی از قرآن را فرو می فرستیم که مایه ی بهبودی و

رحمت مومنان است، ولی بر ستمگران جز زیان نمی افزاید »


ظاهر آیه این است که از قرآن آیاتی هست که خواندن آن سبب شفا و رحمت می باشد، علما گفته اند: (مِنْ) برای بیان جنس

است. یعنی جنس قرآن شفا و رحمت است، تردیدی نیست که آیاتی هست که بر این امر دلالت می کند که از آن برای شفا

استفاده شود.


واز سلف، یعنی از صحابه و تابعین ثابت است که با بعضی از آیات قرآنی و دعاهای نبوی علاج می کردند، و آیات سه گانه سحر

در سوره اعراف و یونس و طه برای سحر تجربه شده اند.  ثابت شده که در باطل کردن سحر و معالجه کسی که نمی تواند با

همسرش همخوابی نماید مؤثرند، پس سحر و جادو تأثیر دارد، اما این تأثیر با اجازه و خواست تکوینی و تقدیری الهی است؛

چون هیچ چیزی در جهان هستی جز با اجازه و تقدیر الهی اتفاق نمی افتد، اما جادو علاج و دوایی دارد.


برای باطل نمودن سحر ، چند نوع علاج وجود دارد.


اوّل:اینکه ببیند که جادوگر چه کاری کرده است؛ اگر دانست که مثلاً مقداری مو را در جایی قرار داده یا در شانه هایی آن را قرار

داده است، و یا دانست که با چیزی جادو کرده آن را کجا گذاشته است، آن را از محلش خارج نموده  بسوزاند و از بین ببرد، آن

وقت اثر سحر از بین می رود و آنچه را جادوگر خواسته انجام دهد باطل می شود.


دوّم: جادوگر را اگر شناخته شد مجبور کنند آنچه را که انجام داده از بین ببرد و به او گفته شود آنچه را که انجام داده ای از بین

ببر و گر نه کشته می شود، پس از این که سحرش را باطل کرد ولی و حاکم او را به قتل  برساند؛ زیرا بنا به قول صحیح جادوگر

بدون آن که از او درخواست توبه شود کشته می شود، چنان که عمر رضی الله عنه چنین کرد، و از پیامبرصلی الله علیه وآله

وسلم روایت است که فرمود: «مجازات جادوگر ضربه ی شمشیر است» الترمذی (1460)، والدر قطنی فی «سننه»3/114(112)،


وقتی ام المؤمنین حفصه رضی الله عنها دانست که یکی از کنیزهایش جادو می کند او را کشت. «موطأ مالک» 2/871(1562)


سوّم: خواندن  اذکار و اوراد شرعی؛ زیرا این اذکار در از بین بردن جادو تأثیر زیادی دارد، به این صورت که آیة الکرسی و آیات

سحر که در سوره ی اعراف و یونس و طه هستند به همراه کافرون و اخلاص و معوذتین، بر کاسه ای از آب خوانده شوند و به

جادو زده داده شوند تا از آن آب بنوشد، و یا این آیات خوانده شوند و بر او دَم شوند، و  برای بهبودی و عافیت او دعا شود و (قل

هو الله احد) و معوذتین را سه بار بخواند. یا این دعاها بر مقداری از آب بخواند و دم کند و فرد جادو زده از آن بنوشد و از باقیمانده

 

ی آن یکبار یا بیشتر بر حسب نیاز غسل کند، به حکم خداوند اثر سحر از بین خواهد رفت، این را علما رحمهم الله گفته اند: چنان که شیخ عبد الرحمان بن حسن رحمه الله در کتاب (فتح المجید شرح کتاب التوحید)در باب (ما جاء فی النُّشرَة) ذکر کرده است.


چهارم: هفت برگ سبز درخت سدر –کنار-بردارد و آن ها را خرد کند و داخل آب قرار دهد و آیات سوره ها و دعاهای گذشته را در

آن بخواند و دم کند؛ و از آن بنوشد و همچنین غسل کند. همچنین مردی که نمی تواند با همسرش همبستر شود این نسخه

برایش به حکم خداوند مفید است. آیاتی که روی آبی که در آن برگهای سبز سدر – کنار – خوانده می شوند برای جادو زده و بر

کسی که از آمیزش با همسرش باز داشته شده به شرح ذیل هستند:


1سوره فاتحه


2آیة الکرسی در سوره بقره:

 «اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا

بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ

الْعَظِیمُ (255)»

3خواندن آیات سوره اعراف که عبارتند از: آیه 107 تا آیه 122 

« قَالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآَیَةٍ فَأْتِ بِهَا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ (106) فَأَلْقَی عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُبِینٌ (107) وَنَزَعَ یَدَهُ فَإِذَا هِیَ بَیْضَاءُ

لِلنَّاظِرِینَ (108) قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ (109) یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْْ



سوال

منشأ ترس چه چیزی می تواند باشد


پاسخ

‏ترس عوامل گوناگونی دارد :

ترسهای ناشی از بیماری های روانی، نقایص ارثی، خواه در بدن و خواه در روان ....

 

گاهی ترسها اکتسابی هستند و ناشی از تربیت غلط دوران گذشته است که ریشه های آن هنوز در اعماق وجود آدمی دیده

میشود . تحقیرها و تنبیه ها، بدآموزی های محیطی، روشهای نادرست والدین در موضعگیری ها، مرعوب کردن ها، سرکوبی

های گذشته همه و همه در فرد اثر دارند...


اما اگر بخواهیم از قران و سنت عوامل ترس را بیابیم میتوانیم به چند دسته تقسیم کنیم.


1ترس از جانب شیطان :

 ذَالِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ  ‏( آل عمران 175 ‏) یعنی : ‏ این فقط شیطان است که از

دوستان خود میترساند ‌‏پس، از آنان نترسید ‏ و ازمن بترسید، اگر مؤمنید

2ترس از عذاب الهی :

1أُولَ?ئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَى? رَبِّهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ  ‏( ا?سراء : 57 ‏)‏ آن کسانی که کافران

آنان را میپرستند، خود بهسوی پروردگارشان تقرب میجویند و به رحمت ویامیدوارند و از عذابش میترسند چرا که عذاب پروردگارت

همواره در خور پرهیز است...

3لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَالِکَ یُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ یَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ

برای آنان از بالای سرشان سایبانهایی از آتش، و در زیر پایشان نیز سایبانهایی از آتش است؛ این چیزی است که خداوند با آن

بندگانش را می‌ترساند ای بندگان من از نافرمانی من بپرهیزید

3 ترس از جانب الله به خاطر ناشکری و ناسپاسی :

وضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ

خداوند(برای آنان که کفران نعمت می‌کنند مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزیش از هر جا

می‌رسید؛امّا به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می‌دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر

 

اندامشان پوشانید... 

4ترس از تاریکی به خاطر وجود جن و شیاطین:

شیاطین شب را در خانه های مسکونی مردم می گذرانند ....

 رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود :موقع تاریک شدن هوا کودکان را مراقبت کنید، زیرا شیاطین در این برهه از زمان به کثرت وارد محل زندگی مردم می شوند (متفق عل?ه )


و عوامل دیگری که میتواند ناشی از زندگی روزمره باشد مانند : خبرهای ناگوار مانند تصادف و مرگ و غیره 


والله اعلم بالصواب

سوال

آیا این واقعیت دارد هر انسانی تا آخر عمرش یک جن به همراه دارد؟؟واینکه موقع تولد آدمی، شیطان آن نوزاد را لمس می کند؟؟


پاسخ

قضیه لمس نوزاد توسط شیطان اینگونه است که هر کسی از بنی آدم به محض تولدش شیطان  همنشینی ‏ از شیطان برایش قرار میدهد، و علت گریه کردن نوزاد بس از تولد را پیامبر صلی الله علیه و سلم همین توصیف کرده است که شیطان بنی ادم را ضربه میزند.

وپیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند : ما من بنی آدم مولود إلا یمسه الشیطان حین یولد ، فیستهل صارخا من مس الشیطان؛ غیر مریم وابنها‏( روایت بخاری 3431 و 4548 و مسلم 96/7 و أحمد 233/2 و 274 ‏)

یعنی :‏هچ نوزاد نیست که بدنیا بیاید مگر این که شیطان او را در هنگام ویدتش ‌ مساس میکند، بس نوزاد بعلت این مساس گریه میکند، بجز مریم و پسرش ‏( عیس علیه السلام )

علت چیست ؟

دلیلش اینست که مادر مریم یعنی زن عمران دعا کرد و گفت :  وَإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیتَهَا مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ (آلعمران : 36 )‏و هر آینه من، او و نسل وی را از شر شیطان ملعون در پناه تو میکنم 

‏ تا شیطان بر اغوا نمودن او و فرزندانش قادر نباشد، و چنین شد که شیطان نتوانست فرزند عمران یعنی مریم و فرزندش یعنی عیسی علیهما السیم را اذیت کند .


شیاطین این روش اذیت را از جدشان یعنی ابلیس آموخته اند زیرا هنگامی که خداوند آدم علسه السلام را خلق کرد و هنوز روح

در او دمیده نشده بود، ابلیس لعین که چنین مخلوق عجیبی را مشاهده کرد درک کرد که حتما برای چیز مهمی آفریده شده

است لذا حسودی کرد  و با پایش پهلوی آدم علیه السلام را ضربه میزد، لذا نسل او یعنی شیطان نیز همین سنت و روش پدر

ملعونشان را در پی میگیرند و هر نوزادی را هنگام تولد ضربه میزنند بجر مریم و عیسی همانطور که در احادیث صحیح بالا ذکر

شد.پیامبر صلی الله علیه و سلم در حدیثی دیگرفرمودند : مَا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلا وَقَدْ وُکّلَ بِهِ قَرِینُهُ مِنَ الْجِنّ .قَالُوا : وَإِیاکَ؟ یا

رَسُولَ اللّهِ قَالَ " وَإِیای . إِلا أَنّ اللّهَ أَعَانَنِی عَلَیهِ ........ٍ ( روا?ت مسلم و احمد ‏)

‏ هیچکدام از شما نیست مگر اینکه شیطانی برای او گمارده شده بود ، گفتند :  حتی تو  ، پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود :

 حتی من، ولی خداوند مرا بر او مسلط کرده است ....


بنابراین هر انسانی یک قرین ‏ دارد که هنگام تولدش او را تا دم مرگ همراهی میکند و این همان شیطانی است که همیشه

سعی میکند او را از طاعت خداوند باز دارد و یا او را به گناه بکشاند، و خداوند این شیطان را برای هر انسانی قرار داده است تا او

را در برابر فرامینش بیازماید.


یوالله اعلم بالصواب






موضوعات مرتبط:
برچسب ها : جنجن زدگیطلسمسحرجادو
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 97/6/5 توسط  دخت قشمی

برای دانلود کلیک کنید....

 

دانلود کنید....


دانلود کنید....


دانلود کنید....

 






موضوعات مرتبط:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 97/6/5 توسط  دخت قشمی
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز





تمامی حقوق این وبلاگ برای حرف خواهرانه محفوظ است .